شـــــــبگرد تنها

شاعرانه ـ‌عارفانه ـ تفریحی ـ‌ عمومی

چه دروغها

چه دروغها که نمی گوییم تا مبادا آشکار شویم ... چه بازیها نمی کنم تا مبادا خود را بنمایانیم ... به راستی چرا از خود می گریزیم ؟ چه سلامها را پاسخ نمی گوییم اگرچه خود به آن مشتاقتریم ... چه حرفها را بی پاسخ می گذاریم اگرچه کتابها سخن داریم ... چه نگاهها که بی پاسخ گذاشتیم ... اگرچه به زیر چشمهامان هزار اشک جاری بود ... چه دروغها که نمی گوییم ...

 

www.hamtaraneh.com

 

  
نویسنده : مصی saramas20 ; ساعت ٧:۳٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها :


 

روزی در سراشیب زندگی با یکدیگر آشنا شدیم و روزی در گذر زمان یکدیگر را فراموش کردیم ... گاهی در برابر خاطرات توقف کن و یاد آور دوستی ها و رفاقت ها باش امیدوارم سهم من از این تجدید خاطرات یک " یادت بخیر " ساده نباشد !!؟ زندگی گفت : که آخر چه بود حاصل من ؟ عشق فرمود : تا چه بگوید این دل من عقل نالید : کجا حل شود این مشکل من ؟ مرگ خندید : در این خانه ی ویرانه ی من

 

 

  
نویسنده : مصی saramas20 ; ساعت ٧:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها :


جک و sms های باحال

عشق====>سرکاریه ... محبت====>تظاهره ... مهربونی====>مسخرست ... وفا====>مرده ... عهدوپیمون====>دلخوشیه ... عاطفه====>تموم شده ... مهر====> مدرسه باز میشhee heeتو این مملکت که اینقدر با اعتیاد مبارزه میشه تو چرا نارفیقی کردی و منو معتاد خودت کردی ؟!!kissبهانه ی دخترا: 1 - فاصله سنی مون خیلی زیاده(یعنی خیلی از مرحله پرتی) 2 - من به تو علاقه به اون صورت ندارم (یعنی خیلی بد هیکلی) 3 - من الان تو موقعیت بدی هستم (یعنی دلم یه جا دیگه گیره) 4 - تقصیر تو نیست تقصیر منه (یعنی عجب غلطی کردم با تو دوست شدم) 5 - من تو دوستیمون از هیچ کاری دریغ نکردم (یعنی هر غلطی خواستم کردم) 6 - دیروز یه خواستگار دکتر داشتم (یعنی زودتر بیا منو بگیر )clown

سوسکه داشت از کیبرد بالا می رفت، مادرش گفت قربون استعداد ویرچوالت برمpraying

عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد

کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه ی فردا نبود کاش بودی تا برای قلب من زندگی این گونه بی معنا نبود کاش بودی تا لبان سرد من بی خبر از موج و از دریا نبود کاش بودی تا فقط باور کنی بعد تو این زندگی زیبا نبود

اگر شکلات بودی شیرین ترین بودی ، اگر عروسک بودی بغلی ترین بودی ، اگر ستاره بودی روشن ترین بودی و تا زمانی که دوست منی عزیز ترینی.love struck

لره از کنار جن رد میشه...جن میگه بسم الله این دیگه کی بودsurprise

  به پایان فکر نکن .. اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ می کند .. بگذار پایان تو را غافلگیر کند درست مانند آغاز

یه روز یارو سوار هواپیما می شه،یهو هواپیما سقوت می کنه... . . . این قرار بود جوک باشه اما حادثه خبر نمی کنه! sleepy

پیف... اه اه اه... چه بوی گندی... خفه شدیم... چه خبرته؟ مگه چی خوردی؟ حمیییییییییییید! . . . تبرکه خانوم...کنسرو لوبیای تبرکه (تبلیغ کنسرو لوبیای تبرک) big grin

تو این زمونه system گرونه همه می‌خوان connect بشن اما چگونه؟ رفته محبت، Hack شده عادت، کجا gf کجا bf کجا یه همدم؟ گلی تو دنیا login نمیشه دنیا رو Serch بکنی پیدا نمیشه

حقیقت انسان به آنچه اظهار می کند نیست، بلکه حقیقت او نهفته درآن چیزی است که از اظهار آن عاجز است بنابراین اگر خواستی او را بشناسی نه به گفته هایش, بلکه به نا گفته هایش گوش کن

  به غضنفر میگن : سگتون بچه ی ما را گاز گرفته . میگه : اولا سگ ما گاز نمیگیره . دوما سگ ما همیشه بسته است . سوما ما سگ نداریم !drooling

این جمله همیشه یادت باشه : زندگی گل سرخئ است که گلبرگهایش خیالی وخارهایش واقعی است

به نام خدا خالق انسان . به نام انسان خالق غم ها . به نام غم ها به وجود اورنده ی اشک ها . به نام اشک تسکین دهنده ی قلب ها . به نام قلب ها ایجاد گر عشق و به نام عشق زیباترین خطای انسان

دل به دلداران سپردن کارهر دلدار نیست. من به تو جان می سپارم دل که قابل دار نیستcowboy

دوری دوستیهای کوچیک را از دل می بره/ولی به دوستی های بزرگ عظمت میده /مثل باد که یک کبریت را خاموش می کنه/ولی شعله ی اتش را بیشتر می کنه .

عشق حقیقی مثل روح است افراد زیادی درباره ی آن صحبت میکنند ولی تعداد کمی محدودی آن را دیده اند.

لذت عشق ؛ زمانی که آن را نثار میکنید بیشتر از زمانی است که دریافتش میکنید!!!

آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است

ترکه میاد تهران ویه تاکسی میخره که مسافر کشی کنه؛خانمی ازش میپرسه:آقا ببخشید کریم خان میرید؟ترکه میگه:آره خب اگه نمیرید که میترکیدsilly

  خداوند هر گاه بخواهد انسانی را فاسد کند او را به تمامی آرزوهایش می رساند

ترکه میخواسته از روحانیت و ورزش یکجا دفاع کنه عمامه درست میکنه با مارک آدیداس whistling

عشق نمی پرسه اهل کجایی ، فقط میگه توی قلب من زندگی کن .. عشق نمی پرسه چرا دور هستی ، فقط میگه همیشه با من هستی .. عشق نمیگه دوستم داری؟ فقط میگه دوستت دارم .. . . . . . . عشق خیلی غلط های دیگه هم میکنه که نباید باور کنی!!

رشتیه به دوستش میگه تهران عجب جاییهااا...... از در ترمینال که می ری بیرون ... با یه ماشین آخرین سیستم می یان دنبالت .... بعد می برن بهترین رستوران شام می دن از اون ورم دربند و درکه و قلیون و حال بعدم بهترین هتل و چه تختی و رخت خوابی .. صبحم کلی پول می زارن تو جیبت و ..... ... رفیقش می گه : برو بابا ... تو که تاحالا تهران نرفتی ... می گه: من نرفتم خانمم که رفتهrolling on the floor rolling on the floor rolling on the floor

 

 

  
نویسنده : مصی saramas20 ; ساعت ٧:٢٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها : جک باحال


با آمدنت ....

آمدنت را خوب یادم نیست.بی صدا آمدی بی آنکه من بدانم و بی اجازه ماندی بی آنکه من بخواهم! اما اکنون که با ذره ذره ی وجودم ماندنت را تمنا می کنم قصد سفر داری؟ تو ای مهمان ناخوانده ی قلبم بمان با من که ماندنت را سخت دوست دارم!

 

با آرزوی طلوع شادی های و غروب غمهایتان  

 

  
نویسنده : مصی saramas20 ; ساعت ٧:٢۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها :


زندگی .....

زندگی ارام است مثل ارامش یک خواب بلند زندگی
شیرین است مثل شیرینی یک روز قشنگ

زندگی رویایی است مثل رویای کودک ناز زندگی زیباست مثل زیبائی یک غنچه باز

زندگی تک تک این ساعتهاست

زندگی چرخش عقربه هاست

زندگی راز دل مادر ، پنبه دست پدر، زندگی مثل زمان در گذر است

زندگی یعنی یعنی گذر زمان.

 

  
نویسنده : مصی saramas20 ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها :


تصاویر رویایی









  
نویسنده : مصی saramas20 ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها :


امیدوار باشید

چترت یادت نره، شاید امروز بخوام به گیاهان آب بدم!



اگه فکر می کنی که مونالیزا زیبا بوده، بهتره توی آینه یه نگاهی به شاهکار من بندازی



اگر امروز، دیدن طلوع آفتابی رو که برات ترتیب دادم از دست دادی، نگران نباش! فردا یکی دیگه برات آماده میکنم



می خوای منو بغل کنی؟ من همیشه کنارتم، فقط کافیه دستاتو باز کنی love cry

  
نویسنده : مصی saramas20 ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها :


FROGS

این متن بسیار زیبا رو Ali  110  عزیز سند کردن. از زحمات ایشون قدرانی می کنم .

ممنون علی جان  

 

FROGS

  قورباغه ها

 

 

Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... who arranged a running competition .

روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با هم مسابقه ی دو بدند .

The goal was to reach the top of a very high tower .

هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود .

A big crowd had gathered around the tower to see the race and cheer on the contestants . ...

جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند...

Honestly,no one in crowd really believed that the tiny frogs would reach the top of the tower .

راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند .

You heard statements such as :

شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید:

They will NEVER make it to the top."
اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند.
or : 
یا:
" Not a chance that they will succeed. The tower is too high !"
هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلنده
The tiny frogs began collapsing. One by one ....
قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند

بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند...

The crowd continued to yell,  "It is too difficult!!! No one will make it!"

جمعیت هنوز ادامه می داد,"خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه!"

More tiny frogs got tired and gave up....

و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف ...

But ONE continued higher and higher and higher ....

ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر....

این یکی نمی خواست منصرف بشه!

At the end everyone else had given up climbing the tower. Except for the one tiny frog who, after a big effort, was the only one who reached the top !

بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید !

 

THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to know how this one frog managed to do it?

بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو انجام داده؟

اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده؟

It turned out....

و مشخص شد که

  That the winner was DEAF !!!!

برنده ی مسابقه کر بوده !!!

 

 

  
نویسنده : مصی saramas20 ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها :